تدریس درس سپاسگزاری به کودک

اگر از خودخواهي، حسادت و جروبحث‌هاي کودکتان خسته شده‌ايد، کودکان به‌طور طبيعي خودخواه و خودمحور هستند، اما آموختن اين موضوع به آنان که بايد سپاسگزار چيزهايي که دارند، باشند، مي‌توانيد از خودخواهي آنان بکاهيد.

     رعايت اين نکات براي رسيدن به اين هدف به شما کمک مي‌کند:

  • کودکان را با دادن چيزي به او غافلگير کنيد (از قرار دادن او در برابر گزينه‌هاي بيش‌ازحد خودداري کنيد). اين غافلگيري باعث مي‌شود که کودک چيزي را که به او مي‌دهيد به‌عنوان هديه در نظر بگيرد، نه چيزي که مستحق دريافت آن بوده است. روبه‌رو بودن با گزينه‌هاي بيش‌ازحد زياد احساس ناراحتي و محروميت ايجاد مي‌کند- فرد هميشه با اين موضوع اشتغال فکري پيدا مي‌کند که مي‌توانست چيزي بهتر داشته باشيد.
تدریس درس سپاسگزاری به کودک
  •  ماجراهايي از سوابق خانواده‌تان و سختي‌هايي که تحمل کرده‌اند و تلاش‌هايي که براي رسيدن به موقعيت فعلي‌شان انجام داده‌اند، براي فرزندتان تعريف کنيد.
  • کودکان را تشويق کنيد تا به افرادي که کمک کنند که از اين کار خوشحال مي‌شوند. فردي را در اطرافيان پيدا کنيد که کودکتان به‌طور مرتب به او کمک کند، براي مثال حمل کردن سبد خريد يک زن سالمند در همسايگي‌تان.
  • به کودکتان بياموزيد از ديگران تشکر کند. با بيان سپاسگزاري خود از ديگران سرمشقي براي کودکتان باشيد.
  • به کودکتان لذت بخشش به ديگران را نشان دهيد.
  • با تعيين کردن وظايفي روزانه که متناسب با سن کودک باشد، پذيرفتن مسئوليت را به او بياموزيد.
  • مراقبت تأثيرگذاري آگهي‌ها و تبليغات رسانه‌اي که مادي‌گرايي را در کودک ترغيب مي‌کنند، باشيد. اين تبليغات رسانه‌اي کودک را به دام بازاريابان مي‌اندازند و باعث مي‌شوند او هميشه احساس محروميت و ناقص بودن کند.

 منبع : هفته نامه سپید

روش‌های درمان آشفتگی ذهنی

آشفتگی ذهنی

آشفتگی ذهنی و عدم تمرکز فکری از عوامل درونی و بیرونی یا هر دو سرچشمه می‌گیرد. از عوامل درونی می‌توان به حساسیت‌ها، هیجان و افسردگی اشاره کرد. از عوامل بیرونی نیز می‌توان نداشتن تمرکز ذهنی از محیط اطراف و عواملی که باعث حواس پرتی و اختلال در ذهن و فکر می‌شود را نام برد. هرچه این عوامل کاهش یابند، تمرکز ذهن از نظر کمی و کیفی بهبود می‌یابد. 

 روش‌های درمان آشفتگی ذهنی:

۱- انجام مراقبه: مراقبه به آرامش ذهن و افزایش قدرت تمرکز کمک می‌کند. یک راه ساده برای مراقبه به شما پیشنهاد می‌کنیم: به مدت ۵ دقیقه به نقطه مقابلتان خیره شوید و بر روی آن متمرکز شوید. سپس بر روی تنفس‌هایتان تمرکز کنید و آرام نفس عمیق بکشید.
۲- در مورد موضوعاتی که باعث عدم تمرکز و آشفتگی ذهنی شما می‌شوند شما را با دیدگاه‌های افراد مختلف آشنا کرده و حس خواهید کرد یک شنونده خوب برای حرف‌هایتان دارید. این کار افکارتان را کم و آرام می‌کند و در نتیجه تمرکزتان افزایش خواهد یافت. همچنین می‌توانید برنامه‌های روزانه خود را یادداشت کنید تا آشفتگی ذهنیتان از بین برود.
۳- برای خودتان دفتر یادداشت داشته باشید و روزانه در آن افکارتان را یادداشت کنید و به این ترتیب افکارتان را از ذهنتان به روی کاغذ منتقل کنید تا ذهنتان از افکار خاصی که آن را آشفته کرده است رها شود. هر آنچه که به ذهنتان می‌رسد یادداشت کنید تا افکارتان تخلیه شوند.
۴- گاهی اوقات پیش می‌آید که نمی‌دانید آشفتگی ذهنیتان از کجا سرچشمه می‌گیرد و در واقع موضوع خاصی ذهنتان را به خود مشغول نکرده است. اما نمی‌توانید بر روی کارهایی که باید انجام دهید تمرکز کنید. در این مواقع طوفان ذهنی می‌تواند به دادتان برسد و آشفتگی‌های ذهنیتان را از بین ببرد. طوفان ذهنی و یا روگرفت حافظه از محبوب‌ترین و موثرترین سیستم‌های بهره‌وری در جهان است. برای این کار هر چیزی که فکر می‌کنید برای انجام و یا به خاطر آوردن کاری نیاز است یادداشت کرده و سپس سازماندهی می‌کنید. در این صورت با منتقل کردن کارهایی که باید انجام دهید، از ذهنتان بر روی کاغذ فضای ذهنتان را خالی کرده و تمرکز را برایتان آسان‌تر می‌کند.
۵- یکی دیگر از روش‌های ساده اما موثر برای رهایی از آشفتگی‌های ذهنی این است که مکانی که در آن فعالیت‌هایتان را انجام می‌دهید تغییر دهید. اگر کاری را در مکان خاصی بارها تکرار کنید، درگیر عادت ذهنی می‌شوید که به اصطلاح به آن خستگی روانی می‌گویند. و اگر مکانی جدید را برای انجام فعالیتتان انتخاب کنید، تمرکزتان افزایش می‌یابد و از شر آشفتگی‌های ذهنی رهایی می‌یابید.

منبع:چیدنی

افراد موفق روز را چگونه آغاز می‌کنند؟

افراد موفق

همانطور که می‌دانید موفقیت چیزی نیست که اتفاقی پیش بیاید. موفقیت هم اسراری دارد! خیلی از افراد با الگو قرار دادن افراد موفق جهان خود نیز به موفقیت‌های بزرگی دست پیدا کردند. در این مطلب قصد داریم به این سوال بپردازیم که: «افراد موفق روز را چگونه آغاز می‌کنند؟» آن‌ها صبح خود را با انرژی و با برنامه‌ریزی ‌آغاز می‌کنند. سپس خود را آماده می‌کنند و به محل کارشان می‌روند. اگر شما جزء آن دسته از افراد هستید که صبح خود را به بیهودگی و بطالت می‌گذرانید باید بگوییم بهتر است در آغاز روز خود تجدید نظر کنید و راهکارهای روزانه مفید زیر را که مدیران مشهور جهانی هر روز صبح انجام می‌دهند دنبال کنید. یکی از روش‌های زیر را انتخاب کنید و آن را برای مدت یک هفته امتحان کنید. اگر در عملکردتان در طول هفته تاثیر مثبت داشت آن راه را ادامه دهید و اگر بی تاثیر بود روش دیگری را امتحان کنید:
۱- هر روز صبح مدیتیشن و یا مراقبه انجام می‌دهند. به این ترتیب به ذهن خود برای تمرکز بیشتر کمک می‌کنند.
۲- کارهایی را که در طول روز باید انجام دهند برنامه‌ریزی می‌کنند و آن‌ها را در اول صبح هر روز اولویت بندی می‌کنند و سپس به انجام آن‌ها می‌پردازند.
۳- برای روز و هفته خود هدف تعیین می‌کنند تا اگر روزی گیج کننده باشد بتوانند تنها بر روی اهداف آن روز تمرکز کنند و کارشان را انجام دهند.
۴- از هر موقعیتی برای برنامه‌ریزی و فکر کردن به کارهایشان استفاده می‌کنند. به طور مثال در هنگام حمام کردن و در زیر دوش به کارهایی که باید در طول روز انجام دهند فکر می‌کنند.
۵- کارهایی انجام می‌دهند که ذهنشان را باز و خلاق کند. به دنبال یک چیز الهام بخش می‌گردند که به آن‌ها انگیزه دهد.
۶- هر روز صبح یک فنجان قهوه‌ می‌نوشند. این کار در طول روز آن‌ها را سرحال می‌کند و در صبح کل بدنشان را بیدار می‌کند.
۷- در ابتدای روز از خداوند شکرگزاری می‌کنند. این کار به آن‌ها انرژی مثبت می‌دهد و ذهنشان را باز نگه می‌دارد.
۸- هر روز صبح مقداری نرمش می‌کنند. این کار به بازسازی بدنشان و سرحال کردن آن‌ها در طول روز کمک می‌کند.
۹- موفقیت‌های آینده را مجسم می‌کنند. اهدافی که برای خود تعیین کرده‌اند را طوری تصویرسازی می‌کنند که گویی به آن‌ها دست یافته‌اند.
۱۰- در ابتدای روز یک صبحانه سالم و انرژی زا می‌خورند که می‌تواند شامل پروتئین و سبزیجات و تخم مرغ و یک فنجان قهوه و یا نوشیدنی گیاهی باشد.
۱۱- هر روز صبح ذهن خود را پاک می‌کنند تا بتوانند خود را برای چالش‌های آن روز خود آماده کنند. گوش دادن به موسیقی ملایم هم در صبح می‌تواند آرامش‌بخش باشد.

منبع:سایت چیدنی

۵ تکنیک مفید برای درس خواندن

۵ تکنیک مفید برای درس خواندن

وقتی صحبت از مطالعه و کتابخوانی می شود، حتماً شما هم با مشتی از جملات کلیشه ای مانند «مطالعه را اولویت اول خود قرار دهید.»، «یادداشت هایتان را هر از گاهی بررسی کنید.»، «همه ی فصول کتاب درسی را مطالعه کنید و تکالیف تان را در منزل انجام بدهید.»، «تمرینات خود را خیلی خوب و کامل انجام دهید.» و یا «تا می توانید تمرین کنید.»، مواجه می شوید. اول از همه این که، تقریباً بیشتر دانشجویان و دانش آموزان، سر کلاس چرت می زنند. دوم این که اکثر این جملات شعاری اشتباه هستند. متاسفانه بسیاری از عادات بد مطالعه در قالب توصیه های خوب و ارزشمند به نسل ما داده شده است. در این جا پنج مورد از متداول ترین عادات نا مناسب مطالعه که اغلب از سوی والدین، معلمین و مشاورین دیکته می شود را با ذکر دلیل این که چرا صدمه ی زیادی به معدل و میزان یادگیری شما می زنند، با هم از نظر می گذرانیم.

۱- فصل مورد نظر را قبل از تدریس در کلاس، بخوانید

تقریباً همه ی ما یک توصیه ی این چنینی را از معلمان شنیده ایم. «فردا به فصل ۱۲، فرمول های انتگرال می رسیم قبل از حضور در کلاس، آن رامطالعه کنید تا سریع تر از موضوع بگذریم.» و شما هم حتماً می گفتید: «صبر کن ببینم، مگه درس دادن وظیفه ی معلم نیست؟» در هر صورت، به جز همان شاگرد اول های ردیف جلوی کلاس، هیچ کس این کار را انجام نمی داد. حتی اگر با خودمان هم می گفتیم که «همین امروز می روم و فصل مورد نظر را قبل از تدریس در کلاس، مطالعه می کنم.»، باز هم هیچ کس این کار را انجام نمی داد و اگر هم انجام می دادید، احتمالاً یک تلاش بی فایده و کم فروغ بود! اما گذشته از همه ی این ها، آیا واقعاً به فعل در آوردن چنین توصیه ای، کمکی به ما می کرد؟ آیا لازم است قبل از تدریس در کلاس، به مطالعه ی همان درس بپردازیم؟ تحقیقات نشان می دهند که چنین کاری بیهوده است. برای یادگیری مطلبی جدید، یک دوره ی اولیه ی بررسی نیاز است، اما چیزی بیشتر از یک مرور کلی. در واقع، یک مرور کلی برای فرد، معمولاً هیچ کارآیی و سودی ندارد. پس چرا باید مطلبی را ۲ بار مرور کرد؟ شاید به خاطر این که تکرار، توانایی شما برای به یاد آوردن آن مطلب را بهبود می بخشد. به قول معروف، «کار نیکو کردن از پر کردن است». اما این تغییر سریع، وارد شدن از یک موضوع به موضوع دیگر و یا یک مرور سریع، نمی تواند تاثیر زیادی بر به خاطر آوردن، یادآوری و یا استفاده از آن اطلاعات داشته باشد. در عوض چیزی که لازم است، آزمایش و استفاده از آن اطلاعات است. بنابراین بهتر است به جای هدر دادن وقت ارزشمندتان برای مطالبی که هنوز درس داده نشده، به بررسی و دوباره خوانی مطالب قبلی و فعلی بپردازید که بالاخره در امتحان میان ترم و یا پایان ترم با آن ها مواجه می شوید. این آشنایی اولیه را با یک دور روخوانی هم می توانید به دست آورید.

۲- پیدا کردن همدرس

کتاب های پخش شده ی روی میزها، قوطی های خالی آبمیوه و تکه کاغذهای یادداشت و پر شده از اشکالات درسی در هر کتابخانه و یا محوطه ی بیرون از کتابخانه ای که وارد آن شوید، صحنه هایی هستند که زیاد دیده می شوند. بعضی ها نمی توانند چندین ساعت کنار بقیه ی دوستان، به سر و کله زدن با فرمول های معادله ی شیمیایی و یا مباحث روانکاوی فروید بپردازند و آن ها را تحمل کنند اما عده ای هم به دنبال فرار کردن از کلاس و یادگیری در کنار دوستان هستند. پس کدام دسته مسیر درست را می روند؟ درس خواندن با دیگران، به شما مسئولیت پذیر و پاسخگو بودن را می آموزد. اما تمام فایده ی گروهی درس خواندن، همین است. این که بدانید دوستتان ساعت ۴ بعدازظهر در کتابخانه منتظر شما است که با هم درس بخوانید، انگیزه ی کافی برای سراغ کتاب ها رفتن را در شما ایجاد می کند. اما حل کردن مسأله های دشوار در کنار کسی، سریع ترین روش برای گول زدن خودتان هست که این تصور ایجاد می شود که در امتحان هم به همین خوبی می توانید از عهده ی حل مسأله ها برآیید. تماشای کسی در حال حل مسأله ی دشوار فیزیک و بلافاصله سر تکان دادن و گفتن «آها فهمیدم!»، یک چیز است و حل کردن این مسأله ی سخت در زمان محدود امتحان، امری کاملاً متفاوت است. پس بهتر است از بین همکلاسی های خود به دنبال فردی برای درس خواندن باشید و در قبال یاد دادن و همفکری نسبت به هم، مسئول باشید و بعد در منزل خودتان هم به بررسی دوباره ی مطالبی که با هم خواندید، بپردازید. یکی دو روز بعد هم مطالب را دوباره بررسی نمایید تا از بازآموزی آن ها اطمینان خاطر حاصل کنید.

۳- بعد از کلاس، یادداشت هایتان را مرور کنید

بررسی منفعلانه و بدون تمرین یادداشت ها نه تنها وقت گیر است، بلکه تحقیقات نشان داده کاری کاملاً بیهوده است. ولی با این حال، هنوز هم اکثر معلمین و اساتید، چنین روشی را توصیه می کنند و دانشجویان و دانش آموزان خوب این کار را انجام می دهند! اما این عادت بد، به مانند عادت شماره یک این فهرست، یک روش روباتیک و مصنوعی است و با روشی که حافظه ی انسان اطلاعات جدید را بایگانی می کند، سازگاری ندارد. به جای این روش در این جا هم می توان از خودآزمایی مجدد برای بهتر یادگرفتن اطلاعات استفاده کنید. سعی کنید بدون نگاه کردن و مراجعه به یادداشت های کلاسی، مفاهیمی کلیدی را که آموخته اید، دوباره به یاد آورید و این بار آن ها را در مسائل و موقعیت های جدید تمرین کنید. روزی یکی دو بار این کار را انجام دهید. تحقیقات نشان داده اند که روش خود آزمایی، از مطالعه ی چند باره ی یک برگ کاغذ، بسیار سودمندتر است. تنها زمانی که می خواهید مطالب را سر جمع کنید، بهتر است نگاهی به آن ها داشته باشید.

۴- پیدا کردن یک محل ساکت و عادت کردن به آن

«صدای موسیقی را قطع کن. چه طور می توانی با وجود این صدا تمرکز کنی؟!»
«ساکت بنشین و تکان نخور! حواست به درست باشد.»
این ها معمولاً برای خیلی از ما، جملات آشنایی هستند. این ها توصیه های اغلب مامان هایی است که در واکنش به نوجوان خود که هم زمان موسیقی گوش می دهد، از طرفی پست فیس بوک می گذارد و در همان حال با همکلاسی اش در اسکایپ راجع به تکالیف مدرسه صحبت می کند، می گویند. بله، در این مورد می توان حق را به این مادرها داد، ولی نتایج امتحانات همیشه با پیش بینی مامان ها یکی در نمی آید. تقریباً تمامی تحقیقاتی که تاکنون انجام شده، بر اهمیت سکوت محل مطالعه، تاکید داشته اند. در واقع، مطالعه در سکوت، بهترین شیوه ای است که می توان مطمئن بود پس از آن، اطلاعات بهتر به یاد آورده می شوند. تحقیقات نشان داده اند که یادگیری اطلاعات جدید در محیط های جدید، با سر و صداهای مختلف محیطی و حتی در حالات خلقی مختلف، به طرز معناداری، توانایی شما برای یادآوری همان اطلاعات را در جلسه ی امتحان، بهبود می بخشد. پس روش مخلوط را استفاده کنید. موقع دویدن روی تردمیل از خودتان امتحان بگیرید، موقعی که با همکلاسی تان بازی می کنید، درس روز را توضیح بدهید. در حالی که روی یک پا ایستاده اید، یک مسأله ی سخت را حل کنید و یا موقع گوش دادن به آهنگ انگلیسی مورد علاقه ی خود، خوشنویسی با خودنویس را تمرین کنید. حتی پیشنهاد بهتر این است که به مدرسه بروید و در همان کلاسی که قرار است امتحان برگزار شود، صندلی را بگذارید و با همان بازه ی زمانی مشخص امتحان، از خودتان امتحان بگیرید و یا تمرین حل کنید.

۵- هر از چندگاهی، موضوعاتی که به ذهن سپرده اید را بازیابی کنید

اگر می توانید مطلبی را تا ۲۴ ساعت آینده در ذهن نگه دارید، در طی امتحان این مطالب فقط سر زبان شما خواهند بود. مشکلی که باعث می شود اغلب ما احساس کنیم در یادگیری مفهومی خیلی خوب هستیم، این است که مرتکب اشتباهی می شویم که روانشناس ها به آن «خطای سلاست» یا «fluency illusion» می گویند. فقط چون الان می توانیم یک بخش از اطلاعات را به یاد آوریم، به این معنی نیست که آن را بعدا فراموش نخواهیم کرد. در حقیقت هر چه آسان تر مطلبی را به یاد آورید، احتمال این که بعداً در یادآوری آن دچار مشکل شوید، بیشتر است. تحقیقات نشان می دهند که به منظور بهبود «قدرت بازیابی» حافظه جدید، کمی فراموشی ضروری است. تحقیق «بی جورک» (Bjork) توصیه می کند که برای یادگیری اطلاعات جدید، کمی به خود سختی دادن، باعث ماندگاری آن اطلاعات می شود مثلاً برای یادگیری مسأله ی مربوط به کرانه ها و حدها در ریاضی، اگر از قاعده ی هوپیتال که تابع حدها را محاسبه می کند استفاده کنید، مطمئناً در روز امتحان، عملکرد خیلی خوبی خواهید داشت. پس این کار را انجام بدهید. یک بار درس را روخوانی کنید. بعد در همان شب، بدون نگاه کردن به یادداشت ها، به خودتان درس پس بدهید. بعد از دو روز، احتمالاً احساس می کنید همه چیز را فراموش کرده اید. اما باید در برابر وسوسه ی نگاه انداختن به یادداشت ها مقاومت کنید، در عوض از خودتان امتحان بگیرید و سعی کنید مطالبی که یاد گرفته اید را از اعماق ذهنتان بیرون بکشید. هر بخش از اطلاعاتی که به خاطر می آورید، در برابر فراموشی در روز امتحان مقاوم تر می شوند. حتی پاسخ های اشتباه هم برای شما بی فایده نیستند. بعد از همه ی این چالش ها، می توانید یادداشت هایتان را بررسی کنید که کجا درست گفته اید و در چه مواردی اشتباه کرده اید. اشتباهات را تصحیح کنید و دوباره این رویه را تکرار کنید.

برگرفته از سایت مگلی

۳۰ درس زندگی از بنیانگذار ALibaba-بخش اول

۳۰ درس زندگی از بنیانگذار ALibaba-بخش اول

آیا تا به حال زمانی که پیشرفت کاری و یا وضعیت مالی خود را مورد بررسی قرار داده‌اید، احساس دلسردی کرده‌اید؟ «جک ما»، میلیاردر چینی و بنیانگذار سایت Alibaba چند نکته برای مشاوره به شما بیان می کند. «ما»، یک کارآفرین اینترنتی چینی است که نخستین تلاش بزرگ خود را در مواجهه با سختی ها و یا انتقادهای اطراف خود انجام داده است. او «مرد سال ۲۰۱۳»، «Financial Times» شد و به طور گسترده‌ای به عنوان «نمادی از روحیه ی کارآفرینی چینی» شناخته می‌شود. در حالی که او ممکن است مورد قبول خیلی از افراد نباشد، اما نمی‌توان انکار کرد که دیدگاه او به عنوان یک دیدگاه موفق، ثابت شده است. آیا آماده‌اید رویکرد ما را با مدیریت منابع حرفه‌ای و مالی خود ترکیب کنید؟ آن نکاتی را که بیشتر به درد شما می‌خورد یادداشت کنید و بر روی کامپیوتر خود، در کیف پولتان و یا در هر محل دیگری که مرتباً آن را می‌بینید، قرار دهید. با «جک ما» می‌توانید موفقیت‌های زیادی به‌دست آوردید.

۱- نگاه گسترده‌ای به فرصت‌ها داشته باشید

«جک ما» کسانی را که اغلب کوته‌ نظرانه به فرصت‌ها می‌نگرند، شکست‌خورده می‌داند. به چشم‌اندازهای حرفه‌ای و مالی با یک لنز گسترده بنگرید و تمام امکانات را در نظر بگیرید. سپس، زیر هر سنگ، هر گوشه و مخفیگاهی را برای به دست آوردن فرصت‌های بالقوه حفاری کنید. در واقع این جمله بدان منظور است که برای رسیدن به موفقیت از هر تلاشی کمک بگیرید.

۲- با هر فرصتی به عنوان یک درب باز رفتار کنید

هیچ شانسی بیش از حد کوچک، بیش از حد بی اهمیت و یا پست نیست. هر شانسی که در مسیر شما قرار گرفت، شاید دری به سوی موفقیت باشد. پس با تمام قدرت بر روی این شانس جدید فکر کنید و با تمام قلب خود روی این فرصت کار کنید. هر چیزی که لازم است را در نظر خود بیاورید. اگر می‌خواهید به نتایج بزرگ برسید، هیچ فرصتی را کوچک در نظر نگیرید.

۳- به دنبال درک باشید

هم از موقعیت فعلی خود و هم از موقعیتی که آرزویتان است، درکی داشته باشید. از خود سوالات زیر را بپرسید و به جواب های قاطعانه و کاملاً شفاف آن فکر کنید. دقیقا، برای چه کار می‌کنید؟ چرا؟ برای رسیدن به جایی که می‌خواهید، چه کاری باید انجام دهید؟

۴- در کمال دقت، به سرعت عمل کنید

گاهی اوقات، مسابقه سریع پیش می‌رود. در این حالت ممکن است که افراد منافع خود را از دست بدهند. با این حال، «موفق» بودن به این معنی است که بعد از مسابقه، نهایت تلاش خود را کرده باشید، به گونه ای که از آن سریع تر نمی توانستید بدوید و از همه مهم تر این که سالم نیز برگردید نه این که در تمام ساعات فقط سریع بدوید و به بدن خود توجه نکنید. هم‌چنین سریع اقدام کردن می‌تواند به این معنا باشد زمانی که یک فرصت خودش را نشان می‌دهد، شما به عنوان اولین نفر عمل کنید و به سمت موفقیت بدوید.

۵- فراتر از شرایط خود را ببینید

مهم نیست که وضعیت حال حاضر شما چیست، چگونه و در چه جایی بزرگ شده اید و یا چه قدر احساس کمبود آموزش می‌کنید، شما می‌توانید در تلاش خود موفق شوید. این روح بردباری و سرسختی است که مهم‌تر از شکل شروع شما است. پایبند شرایط خود نباشید و کمی فراتر از آن پیش روید.

۶- وارد رویایتان شوید

به عنوان یک دوراندیش این کار شماست که آرزویتان به یک فکر تبدیل شود. بر هدف خود تمرکز کنید، در جهت آن کار کنید و هرگز اجازه ندهید که از دستتان خارج شود.

۷- شجاع باشید

«جک ما»، یک گروه بسیار موفق در زمینه ی کسب و کار اینترنتی به نام گروه «علی‌بابا»، را راه‌اندازی کرد. او این کار را در برابر بازخورد اخطارآمیز منتقدانش انجام داد. شما نیز باید در زندگی، جسور باشید و در پی برآوردن رویای خود تلاش کنید. بدون شک زمان آن به سرعت فرا می‌رسد.

۸- در جوانی شانس خود را به دست آورید

«جک ما» می‌گوید: “اگر شما در سن ۳۵ سالگی پولدار نیستید، پس فرصت جوانی خود را هدر داده‌اید. در سال‌های جوانی باید با انرژی و تخیل خود، برای رسیدن به رویاهایتان بجنگید و بر روی رسیدن به آن ها سرمایه‌گذاری کنید.”

۹- تیم خود را به سوی یک هدف مشترک، متحد کنید

وقتی تیم کاری شما با یک روش تعلیم ندیده باشند و با هم در راه رسیدن به هدف متحد نباشند، موفق نخواهید شد. «جک ما» تخمین می‌زند که ۳۰ درصد از کارکنان شما، همیشه با شما اختلاف نظر خواهند داشت. با این حال آن ها را به دنبال یک ایده، علت و یا ماموریت جدید متحد کنید. این گونه می‌توانید قدرت تیم را مهار کنید.

۱۰- قدرت درک تغییر شرایط را داشته باشید

به یاد داشته باشید که ترویج ایده‌ها، مهارت‌ها و رویکردها در بین افراد مورد اعتماد شما، بسیار ارزش دارد. پس هنگامی که شما رهبری گروه را در زمان های خاص به افرادی که ایده ی جدیدی دارند می دهید، رهبری آن ها تداوم موفقیت در ماموریت و یا ایده را تضمین خواهد کرد.

۱۱- افرادی با مهارت های فنی بهتر از خودتان را استخدام کنید

اگر رئیس یک مجموعه، مهارت‌های فنی را بهتر از کارکنان خود بداند، پس افراد اشتباهی را استخدام کرده است. کارگران باید همیشه کارشناس فنی باشند. آن ها را استخدام کنید، آن ها را توانمند کنید و اجازه دهید تا شغل خود را با استقلال انجام دهند. این گونه، آن ها بهتر از شما کار را انجام می‌دهند.

۱۲- با بصیرت، سرسختی و ثبات رهبری کنید

مهارت‌های حیاتی که برای رهبری موفق هر شرکت وجود دارد، عبارتند از: بصیرت، سرسختی و ثبات. رهبر باید بصیرت داشته باشد، قادر باشد فرصت‌هایی را که دیگران نمی‌بینند، ببیند و قبل از دیگران از چالش‌ها آگاهی پیدا کند. رهبر باید محکم و قاطع باشد. یعنی هنگامی که یک فرد با بحران رو به رو می شود، مصمم باشند و زود تسلیم نشوند. رهبر باید ثبات داشته باشد و برای رسیدن به آن چه مورد نیاز است، توانایی دست و پنجه نرم کردن و انجام دادن کارها را قبل از دیگران داشته باشد.

۱۳- پشتکار داشته باشید

دوران سخت خواهد آمد. ممکن است چالش در همه جا و حتی در حین آغاز کار، وجود داشته باشد. آن بصیرت آغازین را در ذهنتان داشته باشید و آن را همیشه نگه دارید. از آن مانند یک فانوس دریایی در آب، استفاده کنید. بدون تردید اقدامات شما در انجام یک کار، برای دیگران الهام بخش است.

۱۴- نگرش، از قابلیت مهم‌تر است

این نگرش شما است که منزلت شما را مشخص می‌کند. رهبران موفق چه در زمان سختی و چه در زمان آسانی، آرام و با اعتماد به نفس باقی می‌مانند. در ماموریت خود مطمئن هستند و بر نتیجه ی نهایی و هدف خود تمرکز دارند.

۱۵- درک تصمیم گیری ها، از قابلیت مهم‌تر است

موفق‌ ترین رهبران، همیشه باهوش‌ ترین و یا شایسته‌ ترین آن ها روی کاغذ نیستند. آن ها خود را با کارشناسان بسیار توانا احاطه کرده اند. آن ها کارشناسان را به عنوان یک ورودی قلمداد می‌کنند و تصمیمات روشن می‌گیرند. تصمیماتی که شما می‌گیرید، باعث پیشرفتتان می‌شود و تلاشتان شما را یک گام به جلو می‌برد، نه چگونگی شرایط شما برای حرکت از گوشه‌ای به گوشه دیگر.

۳۰ درس زندگی از بنیانگذار ALIBABA-بخش دوم

برگرفته از سایت http://magly.ir/