۱۰ عادت بد که باید از برنامه روزانه‌تان حذف کنید

۱۰ عادت بد که باید از برنامه روزانه‌تان حذف کنید

۱۰ عادت بد که باید از برنامه روزانه‌تان حذف کنید
بسیاری از ما در طول روز، کارهای بیهوده‌ی زیادی انجام می‌دهیم که مانع از موفقیت و استفاده‌ی بهینه از زمان و توانایی‌های ما می‌شوند. برای اینکه افراد موفقی باشیم و از توانایی‌های‌مان نهایت استفاده را ببریم، باید این عادت‌های بد را کنار بگذاریم و سعی کنیم، بهره‌وری خود را افزایش دهیم. وقتی سخن از بهره‌وری پیش می‌آید، چیزهای به ظاهر جزئی، می‌توانند تفاوت زیادی ایجاد کنند. با دقت بیشتر، متوجه می‌شویم که عادت‌هایی که ظاهرا بی‌اهمیت هستند، می‌توانند تاثیر زیادی بر موفقیت‌های کوچک یا حتی بزرگ ما داشته باشند و ما می‌توانیم با حذف این عادت‌های بد، به زیان رساندن به خودمان پایان دهیم. در اینجا به بیان ۱۰ عادت بدِ رایجی می‌پردازیم که باید از برنامه‌ روزانه‌ ما حذف شوند.

 

شخصیت شما، نتیجه‌ی مجموعه‌ای از عادت‌های شماست. وقتی اجازه می‌دهید تا عادت‌های بد قدرت بگیرند، این عادت‌ها به شکل موانعی در مسیر موفقیت شما قرار می‌گیرند. چالش اصلی اینجاست که عادت‌های بد، موذی هستند و به آرامی در وجود شما ریشه می‌کنند، تا جایی که حتی متوجه زیانی که به شما می‌رسانند نیز نمی‌شوید.

زنجیرهای عادت، آنقدر سبک هستند که آنها را حس نمی‌کنید تا زمانی‌که به اندازه‌ای سنگین می‌شوند که دیگر نمی‌توانید آنها را پاره کنید

– وارن بافت

 

عادت‌های بد را از برنامه روزانه خود حذف کنید.

کنار گذاشتن عادت‌های بد، نیازمند میزان بالایی از خودکنترلی (self-control) است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که رسیدن به خودکنترلی، ارزش تلاش کردن را دارد، زیرا نقش بزرگی در دستیابی به موفقیت دارد. روانشناسان دانشگاه پنسیلوانیا، آنجلا داک‌ورث (Angela Duckworth) و مارتین سلیگمن (Martin Seligman)، مطالعه‌ای انجام دادند که در آن، ضریب هوشی و میزان خودکنترلیِ دانشجویان را در بدو ورودشان به دانشگاه، اندازه‌گیری کردند. ۴ سال بعد، با مشاهده‌ی معدل نمرات آن دانشجویان دریافتند که خودکنترلی، ۲ برابرِ ضریب هوشی، در بالا بودنِ معدل نمرات، اهمیت دارد.

خودکنترلیِ لازم برای شکل‌گیری عادت‌های خوب (و حذف عادت‌های بد)، به صورت پایه و اساسی برای اخلاق کاری خوب و بهره‌وری بالا عمل می‌کند. خودکنترلی مانند عضله‌ای است که برای ساختن آن، باید آن را ورزش بدهید. شما می‌توانید با حذف عادت‌های بد زیر، عضله‌ی خودکنترلی خود را قوی کنید:

۱. استفاده از تلفن، تبلت یا رایانه در رختخواب

عادت استفاده از تلفن، تبلت یا رایانه در رختخواب را از برنامه روزانه خود حذف کنید.

اولین عادت بدی که برنامه روزانه ما را تحت الشعاع قرار می‌دهد استفاده از تلفن، تبلت یا رایانه در رختخواب است. این عادت مهمی است و بیشتر افراد حتی متوجه نمی‌شوند این کار، به خواب و بهره‌وری آنها صدمه می‌زند. نور آبی دارایِ طول موج کوتاه، نقش مهمی در خلق و خو، سطح انرژی و کیفیت خواب ایفا می‌کند. نور خورشید در هنگام صبح، دارای مقادیر زیادی از این نور آبی است. وقتی چشم‌های شما، به صورت مستقیم در معرض این نور آبی قرار می‌گیرد، این نور تولید هورمون خواب‌آورِ ملاتونین را متوقف کرده و احساس هوشیاری را در شما ایجاد می‌کند. در بعدازظهر، اشعه‌های خورشید، فاقد نور آبی هستند که موجب می‌شود بدن شما ملاتونین تولید کند و به تدریج، احساس خواب‌آلودگی کنید. در هنگام شب، مغز شما انتظار وجودِ هیچ نور آبی‌ای را ندارد و نسبت به این نور، بسیار حساس می‌شود.

بیشتر دستگاه‌های مورد علاقه‌ی ما در هنگام شب (مانند لپ‌تاپ، تبلت و گوشی‌های تلفن همراه)، نور آبی با طول موج کوتاه را به شدت و درست در مقابل چهره‌ی ما منتشر می‌کنند. قرار گرفتن در معرض این نور، تولید ملاتونین را مختل کرده و موجب اختلال در توانایی شما در به خواب رفتن و همچنین، کاهش کیفیت خواب می‌شود. همانطور که همه‌ی ما می‌دانیم، خواب شبانه‌ی نامطلوب، تاثیرات بسیار زیان‌آوری دارد. بهترین کار، پرهیز از استفاده از این دستگاه‌ها پس از شام است (برای بیشتر افراد، تماشای تلویزیون اشکالی ندارد، البته به شرطی که به اندازه‌ی کافی از آن فاصله گرفته باشید).

۲. گشت و گذار ناگهانی و بی‌موقع در اینترنت

عادت گشت و گذار ناگهانی و بی‌موقع در اینترنت را از برنامه روزانه خود حذف کنید.

پیش از آنکه بتوانید به طور کامل در کاری غرق شوید، باید ۱۵ دقیقه‌ی پی‌در‌پی، بر آن کار تمرکز کنید. پس از این ۱۵ دقیقه، وارد حالت اشتیاق و هیجانِ افزایش بهره‌وری می‌شوید که در روانشناسی به آن حالت فلو (flow) گفته می‌شود. پژوهش‌ها نشان داده است که بهره‌وری افراد در حالت فلو، ۵ برابر بیشتر از حالت عادی است. وقتی ناگهان به سرتان می‌زند که اخبار، فیس‌بوک، نتیجه‌ی یک مسابقه‌ی ورزشی یا چیز دیگری را مشاهده کنید و کاری که انجام می‌دادید را رها می‌کنید، این مسئله موجب می‌شود تا از حالت فلو خارج شوید. یعنی باید ۱۵ دقیقه‌ی دیگر، تمرکز پیوسته را تجربه کنید تا دوباره بتوانید به حالت فلو وارد شوید. اگر بارها کارتان را رها کنید و دوباره به سراغ آن برگردید، در تمام طول روز، حالت فلو را تجربه نخواهید کرد.

۳. نگاه کردن به گوشی در طول گفتگو

نگاه کردن به گوشی در طول گفتگو را از برنامه روزانه خود حذف کنید.

هیچ چیز به اندازه‌ی خواندن یک پیامک یا حتی نگاهی سریع به گوشی همراه در وسط گفتگو، دیگران را ناراحت نمی‌کند. وقتی در حال گفتگو با دیگران هستید، تمام انرژی‌تان را بر روی آن متمرکز کنید. وقتی خود را در گفتگویی غرق می‌کنید، متوجه می‌شوید که آن گفتگو، لذت‌بخش‌تر و موثرتر می‌شود.

۴. خواندنِ بلافاصله‌ی پیام‌ها

چهارمین عادت بدی که برنامه روزانه ما را تحت الشعاع قرار می‌دهد، خواندنِ بلافاصله‌ی پیام‌ها و وقت گذاشتن برای آنهاست. خواندن بلافاصله‌ی پیام‌ها، کابوسی برای بهره‌وری به شمار می‌رود. بررسی‌ها نشان داده‌اند که اگر هر زمان که گوشی همراه یا ایمیل‌تان به صدا درمی‌آید، به سرعت به سراغ آن بروید، بهره‌وری شما کاهش یابد. شاید احساس کنید که اگر هر زمان که پیامی به گوشی همراه‌تان ارسال می‌شود یا ایمیلی به صندوق ورودی‌تان وارد می‌شود، بلافاصله از آن مطلع شوید، بهره‌وری شما افزایش می‌یابد، ولی در واقع اینطور نیست. به جای خواندن فوری پیام‌هایی که دریافت می‌کنید، تمام ایمیل‌ها و پیامک‌های‌تان را در زمان‌هایی تعیین شده بررسی کنید (مثلا هر ساعت، یک بار به ایمیل‌های‌تان پاسخ بدهید). این روش موثر و اثبات‌شده‌ای برای کار کردن است.

۵. «بله» گفتن در زمانی که باید «نه» بگویید

بی‌درنگ «بله» گفتن را از برنامه روزانه خود حذف کنید.

مطالعه‌ای انجام شده در دانشگاه کالیفرنیا در سان فرانسیسکو نشان می‌دهد که هر چه گفتنِ نه، برای شما سخت‌تر باشد، احتمال اینکه به استرس، فرسودگی جسمی و ذهنی و حتی افسردگی (که موجب تضعیف خودکنترلی می‌شوند) دچار شوید نیز بیشتر خواهد بود. در واقع نه گفتن، برای بسیاری از افراد چالش اصلی رسیدن به خودکنترلی است. «نه» واژه‌ای قدرتمند است که نباید از استفاده از آن هراسی داشته باشید. افرادِ دارای هوش هیجانی بالا، در زمان نه گفتن، از عباراتی مانند «فکر نمی‌کنم بتوانم» یا «مطمئن نیستم بتوانم» استفاده نمی‌کنند. نه گفتن به انجامِ وظیفه‌ای جدید، موجب محترم شمردنِ وظایف فعلی شما شده و به شما امکان می‌دهد تا آنها را با موفقیت انجام دهید. به خودتان یادآوری کنید که نه گفتن، نشانه‌ای از خودکنترلی است که با جلوگیری از اثراتِ منفیِ انجامِ وظایف و تعهدات بیش از حد، در آینده خودکنترلی شما را افزایش می‌دهد.

۶. فکر کردن به افراد سمی

فکر کردن به افراد سمی که شما را ناراحت می‌کنند را از برنامه روزانه خود حذف کنید.

همیشه افرادی سمی وجود دارند که به شکلی شما را ناراحت و عصبانی می‌کنند. به جای فکر کردن در مورد همکار یا فردی که خون شما را به جوش می‌آورد، سپاسگزار بودن برای شخص دیگری در زندگی‌تان را تمرین کنید. در زندگی شما افراد فراوانی وجود دارند که شایستگی توجه و فکر کردن را دارند و کاری که نباید انجام دهید، فکر کردن در مورد افراد بی‌ارزش است.

۷. انجام دادن چند کار در طول جلسه

عادت انجام دادن چند کار همزمان در جلسه را از برنامه روزانه خود حذف کنید.

شما هرگز نباید به چیزی کم‌توجهی کنید، به ویژه اگر آن چیز، یک جلسه باشد. اگر آن جلسه به اندازه‌ای مهم نیست که لازم باشد به طور کامل به آن توجه داشته باشید، اصلا در آن شرکت نکنید، ولی اگر به اندازه‌ای مهم است که باید تمام توجه خود را به آن معطوف کنید، باید در طول جلسه، تمام کارهای دیگر را کنار بگذارید. انجام دادن چند کار در طول جلسات، وجود این احساس که فکر می‌کنید از سایر افرادِ حاضر در جلسه مهم‌تر هستید، به شما لطمه می‌زند.

۸. سخن‌چینی کردن

سخن چینی را از برنامه روزانه خود حذف کنید تا به شما و اطرافیان‌تان لطمه نزند.

هشتمین عادت بدی که برنامه روزانه ما را تحت الشعاع قرار می‌دهد، وقت گذاشتن برای سخن‌چینی است. افراد سخن‌چین، از بیچارگی دیگران لذت می‌برند. شاید در ابتدا، سردرآوردن از خطاها و لغزش‌های شخصی یا حرفه‌ای دیگران جالب باشد، ولی با گذشت زمان، این کار خسته‌کننده شده و موجب می‌شود احساس شرمندگی کنید و به افراد دیگر نیز لطمه می‌زند. در اطراف شما نکات مثبت بسیاری وجود دارد و چیزهای زیادی را می‌توانید از افراد جالب یاد بگیرید، به جای آنکه وقت خود را با حرف زدن در مورد بیچارگی‌های دیگران تلف کنید.

«ذهن‌های بزرگ در مورد ایده‌ها صحبت می‌کنند، ذهن‌های متوسط در مورد رویدادها صحبت می‌کنند و ذهن‌های کوچک در مورد دیگران صحبت می‌کنند.» – اِلِنور روزولت

۹. اقدام نکردن تا زمانی که مطمئن شوید موفق می‌شوید

بیشتر نویسنده‌ها، ساعات بی‌شماری را صرف طوفان فکری در مورد کاراکترها و طرح داستان می‌کنند و حتی صفحات بسیاری را می‌نویسند که می‌دانند هرگز از آنها در کتاب خود استفاده نخواهند کرد. آنها به این دلیل این کار را انجام می‌دهند که می‌دانند ایده‌ها برای رشد کردن، نیاز به زمان دارند. ما ترجیح می‌دهیم در زمان شروع، حرکتی انجام ندهیم، زیرا می‌دانیم که ایده‌های‌مان عالی و بدون نقص نیستند و شاید آنچه تولید می‌کنیم، اصلا خوب نباشد. ولی اگر شروع نکنید و به ایده‌های‌تان زمان ندهید تا تکامل پیدا کنند، چگونه می‌توانید چیزی عالی را خلق کنید؟ رمان‌نویس، جودی پیکولت (Jodi Picoult)، اهمیت اجتناب از کمال‌گرایی را به خوبی در این جمله خلاصه می‌کند که:

«شما می‌توانید صفحه‌ای پر از اشکال را ویرایش کنید، ولی نمی‌توانید صفحه‌ای خالی را ویرایش کنید.»

۱۰. مقایسه کردن خود با دیگران

وقتی احساس لذت و رضایت در شما، از مقایسه‌ی خودتان با دیگران ناشی شود، شما دیگر صاحب شادی خود نخواهید بود. وقتی در مورد کاری که انجام داده‌اید احساس خوبی دارید، اجازه ندهید که عقاید یا دستاوردهای دیگران، این حس خوب را از شما بگیرد. درست است که نمی‌توانید نسبت به آنچه دیگران در مورد شما فکر می‌کنند، هیچ واکنشی نداشته باشید، ولی نباید خودتان را با دیگران مقایسه کنید؛ همیشه در مورد عقاید دیگران مقداری تردید داشته باشید. به این ترتیب، بدون توجه به اینکه دیگران چه فکری می‌کنند یا چه کاری انجام می‌دهند، ارزش شما در دیدِ خودتان، از درون خودتان سرچشمه می‌گیرد. صرف نظر از اینکه دیگران چه نظری در مورد شما دارند، یک مسئله قطعی وجود دارد و آن این است که شما هرگز به اندازه‌ای که دیگران می‌گویند، خوب یا بد نیستید.

کلام آخر

با تمرین خودکنترلی برای حذف این عادت‌های بد، می‌توانید به طور هم‌زمان، خودکنترلی را در خود تقویت کنید و به عادت‌های بدی که می‌توانند تاثیر مخربی بر حرفه‌ی شما داشته باشند، پایان دهید.

برگرفته از: entrepreneur.com

۵ سؤال راهبردی که هر مدیری باید از خودش بپرسد

۵ سؤال راهبردی که هر مدیری باید از خودش بپرسد

۵ سؤال راهبردی که هر مدیری باید از خودش بپرسد
برای رهبری و مدیریت یک گروه، از تیمی کوچک گرفته تا شرکتی بزرگ، باید بتوانید در شرایط سخت و غیرقابل پیش‌بینی تصمیماتی بگیرید که از این موقعیت به عنوان سکوی پَرتابی برای پیشرفت گروه استفاده کنید. برای کسب این مهارت یک راه وجود دارد، فکر کردن. باید برای این کار وقت کافی بگذارید و دقت و تمرکزتان را صَرف پاسخ دادن به سؤالات مناسب در مورد استراتژی‌ای کنید که در پیش خواهید گرفت. در این مقاله با ۵ سؤال راهبردی که هر مدیری باید از خودش بپرسد، آشنا می‌شوید.

 تا به‌حال دقت کرده‌اید که هر بار از همکاری در شرکت می‌پرسید: «حالت چطور است؟» به جای اینکه بگوید: «خوبم، ممنون.» بیشتر احتمال دارد بگوید: «خسته‌ام و سرم شلوغ است!» دلیلش این است که حالت معمول در بسیاری از شرکت‌ها این است که شما باید سرتان خیلی شلوغ باشد (یا حداقل وانمود کنید که سرتان شلوغ است)، چون در غیر این صورت، فرد مهمی محسوب نمی‌شوید! پاسخ‌هایی مانند «فعلا کار زیادی ندارم.» یا «در واقع مقداری وقت آزاد دارم.» نمی‌توانند به وجهه‌ی کار و پیشرفت‌تان کمکی کنند.

با این حال وقتی که شما مسئول طراحی و سازماندهی استراتژی یک شرکت یا بخشی از آن هستید، اینکه همیشه سرتان شلوغ باشد کمی برای‌تان مشکل‌ساز می‌شود. چون در این صورت شما وقت زیادی برای فکر کردن ندارید و وقتی صحبت از تعیین و طرح یک استراتژی مناسب باشد، در واقع فکر کردن نقش بسیار مهمی دارد.

به قول رئیس اجرایی یک بانک بزرگ و بین‌المللی: «برای آدمی مثل من خیلی راحت است که همیشه بگویم سرم شلوغ است. همیشه یک جلسه‌ی مهم هست که حتما باید در آن شرکت کنی و هر روز یک کار دیگر هست که باید فورا به آن برسی. با این حال من همیشه فکر می‌کنم اینها کارهایی نیستند که به خاطرش به من پول می‌دهند. کار اصلی من این است که با دقت روی استراتژی‌مان فکر کنم.»

به نظر می‌رسد که دیدگاه او کاملا صحیح است. رهبران موفق دیگری هم در کسب‌وکار هستند که ارزش وقت گذاشتن برای تفکر را درک کرده‌اند. مثلا بیل گیتس (Bill Gates) مشهور بود به اینکه دوبار در سال، به مدت یک‌هفته به مرخصی می‌رفت و در یک کلبه‌ی مخفی در کنار دریا بدون هیچگونه مزاحمتی عمیقا مشغول فکر کردن به شرکتش مایکروسافت (Microsoft) و آینده‌ی آن می‌شد. همچنین وارن بافت (Warren Buffet) گفته است: «من به‌شدت توصیه می‌کنم که هر روز وقت زیادی را فقط صرف فکر کردن کنید.»استراتژی

اگر برای فکر کردن فرصتی به دست نمی‌آورید احتمالا به این معناست که شما نتوانسته‌اید شرکت، واحد یا گروه‌تان را به خوبی مدیریت کنید و دائما مشغول حل مشکلات کوچکی هستید که برای سازمان‌تان پیش می‌آیند. همچنین این خطر وجود دارد که شما شرکت را در مسیر نادرستی قرار دهید.

همانطور که استاد مشهور مدیریت، هنری مینتزبرگ (Henry Mintzberg) می‌گوید، استراتژی در اکثرِ مواقع، «حاصلِ نیاز» است. یک استراتژی موفق گاهی نه با اجرای دقیق یک برنامه‌ی استراتژیک، بلکه فقط بر اساسِ واکنشی در پاسخ به موقعیتی غیرمنتظره شکل می‌گیرد. در حوزه‌ی کسب‌وکار، خیلی اتفاق‌ها می‌افتند و شرکت‌ها اغلب بسیار اتفاقی و در نتیجه‌ی عوامل خارجی و خوش‌شانسی‌های غیرمنتظره درگیر فعالیت‌های جدیدی (در ارتباط با مشتری‌ها، بازارها، تولیدات و مدل‌های تجاری) می‌شوند. اما این یعنی مدیران هم باید وقت زیادی برای فکر کردن به موقعیتی که باعث شکل گرفتن استراتژی شده، بگذارند. آنها باید استراتژی را کاملا اصولی تجزیه‌ و‌ تحلیل کنند، با دقت زیاد به آن فکر کنند و درصورت نیاز سازگاری‌هایی را ایجاد کنند.

بسیاری از مدیران برای این ‌کارها وقت نمی‌گذارند و اگر هم بگذارند وقتی که می‌گذارند کافی نیست. اگر شما مسئولیت یک سازمان را بر عهده دارید خودتان را مجبور کنید تا به صورت مداوم، دوره‌های طولانی را در آرامش به فکر کردن اختصاص دهید. وقتی این کار را (که حتما لازم است) انجام دادید، این پنج سؤال به شما کمک می‌کنند تا دیدی کلی به‌دست آورید:

۱. چه چیزی نابجا است؟

تناسب اجزا

از خودتان بپرسید آیا همه‌ی فعالیت‌ها و تجارت‌های مختلفی که انتخاب کرده‌اید با هم، هم‌خوانی دارند؟ هر یک از آنها ممکن است به تنهایی جذاب به نظر برسد، ولی آیا می‌توانید توضیحی بیابید که مشخص کند آنها در کنار همدیگر نیز موفق خواهند بود؟ و چرا در مجموع و «همه‌ با هم» بهتر از «هر یک به تنهایی» است؟

استیو جابز (Steve Jobs) هنگامی که تجارتِ به‌ظاهر موفقی را در شرکت اپل پایان می‌داد، برای کارمندانش این موضوع را چنین توضیح داد: «اگرچه در نگاه خُرد معنا داشت، اما از نگاه کلان، قابل توجیه نبود.» اگر نمی‌توانید توجیه کنید که چرا کُل بهتر از هر یک از اجزا است، پس در اجزا تجدیدنظر کنید.

۲. یک شخص غریبه و خارج از شرکت، در این شرایط چه کار می‌کرد؟

دیدگاه تازه

معمولا محصولات، پروژه‌ها و عقایدی که میراث یک شرکت هستند، مشکل ساز می‌شوند. اینها کارهایی هستند که شرکت‌ها انجام می‌دهند یا به‌ عمد از انجام آن دست کشیده‌اند. بعضی از آنها نتیجه‌ی معضلی هستند که در نظریه‌ی سازماندهی به آن «تشدید تعهد» گفته می‌شود. ما نسبت به قراری، متعهد شده‌ایم و سرسختانه به‌ خاطرش مبارزه کرده‌ایم (و احتمالا دلایل خوبی داشته‌ایم)، اما الان که همه‌چیز تغییر کرده‌است و ممکن است آن مسئله، دیگر فایده‌ای برای‌مان نداشته‌ باشد، شاید ما هنوز مایل باشیم برای حفظ آن پافشاری کنیم. در این موقعیت سؤالی که خوب است از خودتان بپرسید این است که: «اگر کس دیگری، شخصی از بیرون شرکت، مسئولیت این سازمان را بر عهده داشت چه می‌کرد؟»

اندی گروو (Andy Grove) مؤسس شرکت اینتل (Intel) وقتی در مورد استراتژی با رئیس اجرایی سابقِ اینتل بحث می‌کرد، این روش را «درِ گردان» نام‌گذاری کرد. این یعنی وانمود کنیم، افرادی هستیم از بیرون که تازه داریم شغلی در شرکت به‌دست می‌آوریم، از خودمان بپرسیم در این صورت چه کار می‌کردیم و بعد همان کار را انجام دهیم. این دیدگاه باعث شد شرکت اینتل ساخت چیپ‌های حافظه را کنار بگذارد و به‌ تولید پردازنده‌ها روی آورد. این تغییر باعث شد شرکت به‌‌مدت بیش از یک دهه، با افزایش سالانه ۳۰ درصد در سود سهام و ۴۰ درصد افزایش درآمد کل مواجه شود.

۳. آیا سازمان من با استراتژی‌ام هم‌راستا است؟

استراتژی صحیح

ال وست (Al West) مؤسس و رئیس اجرایی SEI ( شرکت مدیریت سرمایه‌ای که در زمان مورد بحث ۱۹۵ میلیون دلار ارزش داشت) بعد از یک حادثه‌ی اسکی به مدت سه‌ماه در بیمارستان بستری شد. در این مدت او کاری نداشت جز این که به سقف خیره شود و در مورد حال و آینده‌ی شرکتش فکر کند. او به این نتیجه رسید که علیرغم اینکه نوآوری، به‌عنوان اصل کلیدی در استراژی‌ شرکت اعلام شده، سازماندهیِ زیربنایی شرکت کاملا برای نوآوری داشتن، نامناسب است. او وقتی سرِ کار برگشت، تشریفات اداری و کاغذبازی را بسیار کم کرد، ساختار کارگروهی را پایه‌ریزی کرد و خیلی از قوانین شرکت را حذف کرد. در نتیجه، شرکتش به‌سرعت پیشرفت کرد و اکنون حدود ۸ میلیارد دلار ارزش دارد.

وست پس از به‌دست آوردن فرصتی اجباری برای تفکر، کاری کرد که هر رهبر تجاری باید آن‌ را انجام دهد. او از خودش پرسید که آیا ساختار شرکتش برای رسیدن به اهداف استراتژیک شرکت مناسب و کامل است؟ اگر می‌توانستید شرکت‌تان را از نو سازماندهی کنید آن را چگونه می‌ساختید؟

۴. آیا خودم واقعا می‌دانم چرا به این روش عمل می‌کنیم؟

راه بهتر

وقتی بخواهیم مثلا برای نوشتن یک پرونده‌ی تحقیقی با شرکت جدیدی آشنا شویم، بهتر است علاوه بر این که راجع به کارهایی که انجام می‌دهند تحقیق کنیم، خیلی واضح و ساده بپرسیم چرا؟ چرا کار را به این روش انجام می‌دهید؟ تعجبی نخواهد داشت اگر چندین بار پیش‌ بیاید که افراد در حالی که شانه‌هایشان را بالا می‌اندازند، پاسخ دهند: «این روشی است که همیشه از آن استفاده می‌کرده‌ایم» یا «در صنعت ما همه این کار را همین‌طور انجام می‌دهند.»

مسئله این است که اگر شما نمی‌توانید درک کنید که چرا در شرکت خودتان از روش خاصی استفاده می‌کنید، خیلی بعید خواهد بود که اطمینان داشته باشید، راه بهتری برای انجام روش مورد نظر، وجود نداشته باشد. مثلا چندین سال پیش از یک روزنامه‌ی بزرگ بریتانیایی پرسیده شد که چرا کاغذهای آنها اینقدر بزرگ‌اند. پاسخ آنها این بود که: «همه‌ی روزنامه‌های مشهور روی کاغذهای بزرگ چاپ می‌شوند، مشتری‌ها طور دیگری نمی‌پسندند.» چند سال بعد یک شرکت رقیب اندازه‌ی کاغذها را به نصف کاهش داد و با موجی از افزایش فروش و تیراژ مواجه شد. سپس بسیاری از رقبا همین کار را کردند و نتیجه‌ی مشابهی گرفتند. بله، این چیزی بود که مشتری‌ها می‌خواستند. نکته‌ی جالب این که استفاده از روزنامه‌های بزرگ از شهر لندن و در سال ۱۷۱۲ شروع شده است، چون در آن زمان دولت مالیات روزنامه‌ها را براساس تعداد صفحات محاسبه می‌کرده ناشران برای کاهش تعداد صفحات، کاغذهای بزرگ‌تری به کار می‌بردند. قانون مالیات در سال ۱۸۵۵ منسوخ شد، ولی ناشران روزنامه بیهوده به استفاده‌ از کاغذهای بزرگ ادامه دادند.

خیلی از کارها و عادت‌ها مثل همین نمونه‌اند. آنها زمانی به دلایل کاملا موجه آغاز شدند اما بعد شرکت‌ها بدون اینکه بدانند چرا، فقط آن شیوه را ادامه دادند و حتی وقتی شرایط تغییر کرد، آنها روش‌شان را تغییر ندادند‌. برای فکر کردن به این موضوع وقت بگذارید و از خودتان بپرسید: «آیا برای من قابل درک است که چرا این کار را (هنوز) به این روش انجام می‌دهیم؟» اگر نتوانستید به این سؤال پاسخ دهید مطمئن باشید که روش بهتری برای انجام آن کار وجود دارد.

۵. در بلندمدت چه پیامدهایی ممکن است داشته باشد؟

عواقب بلند مدت

وقتی بادقت،‌ استراتژی و سازماندهی شرکت‌تان را بررسی می‌کنید، آخرین سؤالی که باید از خودتان بپرسید این است که فعالیت‌های کلیدی استراتژیک شما چه عواقبی می‌تواند در بلندمدت داشته‌ باشد؟ ما معمولا تصمیمات‌مان را بر اساس نتایج کوتاه‌مدت می‌سنجیم چون این نتایج برجسته‌تر هستند و در صورتی که خوب به‌نظر برسند ما بر اعمال‌مان پافشاری می‌کنیم. با این‌‌ حال، نتایج بلندمدت بسیاری از فعالیت‌های استراتژیک با پیامدهای کوتاه‌مدت آن متفاوت است.

شیوه‌ای که توسط کلینیک‌های درمان ناباروری به کار می‌رود را در نظر بگیرید، آنها فقط بیمارانی را انتخاب می‌کنند که به‌راحتی قابل درمان باشند تا میزان موفقیت کوتاه‌مدت‌شان را افزایش دهند (معیار این موفقیت تعداد تولدهای حاصل از درمان است). این عمل از لحاظ تبلیغاتی معقول به نظر می‌رسد چون آن کلینیک را در مقایسه با سایر رقبای تجاری‌اش، موفق جلوه می‌دهد، اما همانطور که تحقیقات میهیلا استن (Mihaela Stan) و همکارانش در دانشگاه کالج لندن نشان داده‌ است، این عمل در بلندمدت اثر معکوس دارد چون آن سازمان را از فرصت‌های ارزشمند یادگیری تجربیات جدید محروم می‌کند که این فرصت‌سوزی، در بلندمدت میزان موفقیت را کاهش می‌دهد.

وقتی یک شیوه یا استراتژی جدید را در پیش می‌گیرید قطعا نمی‌توانید این عواقب بلندمدت را دقیقا بسنجید، با این‌ وجود می‌توانید آنها را از نظر بگذرانید و در موردشان فکر کنید. برای مثال وقتی از چندین متخصص پزشکی در این کلینیک‌ها پرسیده شد که درمان بیماران حاد چه منافعی ممکن است در بلندمدت داشته باشد؟ آنها تأثیر یادگیری را به خوبی درک کرده بودند و توانستند آن را شرح دهند. آنها نتوانستند میزان این تأثیر را مشخص کنند، اما با کمی دقت توانستند حتی قبل از اینکه به این استراتژی عمل کنند ظرفیت‌های موجود در پیامدهای بلندمدت آن را درک کنند. اعمال و کارها معمولا در کوتاه‌مدت و بلندمدت تأثیرات متفاوتی می‌گذارند. وقت بگذارید و به این پیامدها با دقت فکر کنید.

استراتژی یعنی توانایی اتخاذ تصمیمات پیچیده در شرایط نامشخص که در بلندمدت پیامدهای واقعی در پِی دارند. پس برای این کار به صرفِ زمان واقعی برای تفکر و بررسی دقیق در آرامش احتیاج دارید. موقعیت و اقبال تجاری‌ای که وارد آن شده‌اید را به‌سادگی نپذیرید، سعی کنید آن را به سمت بهتر شدن پیشدهید. رهبری و مدیریت تنها به معنی کار کردن نیست، بلکه به معنی فکر کردن هم هست. برای فکر کردن وقت بگذارید.

 

برگرفته از: hbr.org

راه های ساده افزایش آنتن دهی گوشی موبایل

۲ راه ساده برای افزایش آنتن دهی گوشی موبایل

۲ راه ساده برای افزایش آنتن دهی گوشی موبایل

اگر با مشکل آنتن دهی ضعیف گوشی هوشمند روبرو باشید و یا آنتن دهی شما مشکل باشد چه کار می کنید؟

اولین کار و ساده ترین راهی که به نظر مردم می آید راه اندازی مجدد گوشی با خاموش و روشن کردن آن است این کار درست است زیرا با راه اندازی مجدد گوشی ارتباط تازه ای با آنتن های مخابراتی برقرار می شود و اغلب هم کارگشاست، این را هم باید اضافه کرد که استفاده از حالت پرواز در گوشی های هوشمند نیز عملکرد راه اندازی مجدد را دارد.

راه دوم هم که باعث افزایش آنتن دهی می شود این است که قابلیت ذخیره‌سازی انرژی یا همان power saving را خاموش کنید، البته باید گفت که این قابلیت گوشی‌های همراه موجب می‌شود تا شما مدت زمان بیشتری از تلفن  همراه خود استفاده کنید اما توجه داشته باشید این کار بر روی آنتن دهی دستگاه شما تاثیر گذاشته و قدرت دریافت سیگنال های مخابراتی را کاهش می دهد.

پس بهتر است در زمان نیاز از قابلیت ذخیره سازی انرژی استفاده کنید.توجه داشته باشید که اگر قابلیت یاده شده در گوشی شما فعال است و باز هم آنتن دهی مناسبی ندارید این حالت را غیر فعال کرده و دوباره شبکه خود را جستجو کنید.

click.ir

زنان و مردان این عکس جالب و خاطره انگیز الان کجا هستند؟

 

زنان و مردان این عکس جالب و خاطره انگیز الان کجا هستند؟

سرگذشت زنان و مردان عکس خاطره انگیز

عکس آیکونیک ۱۹۷۸ مایکروسافت را کسی نمی‌تواند فراموش کند. سؤال بزرگ اینجاست که در حال حاضر چه اتفاقی برای این مردان وزنان رخ‌داده است و الان کجا هستند؟

شاید اغلب شما بیل گیتس و پل آلن را بشناسید اما ممکن است بقیه را به خاطر نیاورید و دوست داشته باشید بدانید سرنوشت آنها چه شده است؟
عکس سال ۱۹۷۸

عکس سال 1978

 

۱- نفر اول سمت چپ ردیف پایین: بیل گیتس که خوب معلوم است: از هیچی، با ارزش‌ترین کمپانی جهان را ساخت و ثروتمندترین مرد جهان شد.

۲-نفر دوم در کنار بیل گیتس: اندرا لوئیس تنها کارمند اهل آلبوکرک بود که در مایکروسافت استخدام‌شده بود. وی نویسنده فنی مایکروسافت بود و متون نرم‌افزارها را می‌نوشت. در سال ۱۹۸۳ مایکروسافت را رها کرد و روزنامه‌نگار آزاد و نویسنده داستان‌های علمی-تخیلی شد. وی مالک مرکز ادبی Hugo House در سیاتل است.

۳- نفر سوم ردیف پایین زنی که موهایی بلند و عینک دارد: ماریا وود، کتابدار در مایکروسافت بود و یا یکی از مردان عکس ازدواج کرد. دو سال بعدازآن مایکروسافت را ترک کرد و علیه مایکروسافت به دلیل تبعیض جنسیتی شکایت کرد. بعدازآن از رسانه‌ها تصویرش محو شد و به خانه‌داری و بزرگ کردن بچه‌های خود مشغول شد.

۴- نفر آخر در ردیف پایین از سمت چپ: پل آلن نفر شماره دو مایکروسافت بود که از وی به‌عنوان مؤسس این کمپانی در کنار بیل گیتس یاد می‌شود. چهلمین ثروتمند جهان است. مالک یکی از بزرگ‌ترین کمپانی‌های کشتی تفریحی است و میلیاردها دلار ثروت خود را در استارتاپ ها و ورزش هزینه می‌کند.

۵- نفر اول سمت چپ در ردیف وسط: باب اوری-یر یکی از ۱۱ چهره داخل عکس مسن‌ترین کارمند به شمار می‌رفت. وی کارمند اتاق کنترل ناسا زمان فرود در ماه بود. در مایکروسافت رئیس بخش محاسبات بود و روی داس خیلی کارکرد. در سال ۱۹۹۳ کمپانی را رها کرد و در تگزاس مشغول پرورش گاو شد. ثروت وی حدود ۱۰۰ میلیون دلار برآورده شده است.

۶- نفر دوم از سمت چپ در ردیف وسط: باب گرین برگ، نقش مهمی در توسعه زبان بیسیک داشت. در سال ۱۹۸۱ مایکروسافت را رها کرد و به بیزینس خانوادگی Coleco پرداخت. در سال ۲۰۰۸ روی نرم‌افزار گلف کارکرد.

۷-  نفر سوم از سمت چپ در ردیف وسط: مارک مک‌دونالد اولین کارمند حقوق‌بگیر مایکروسافت بود که در سال ۱۹۸۴ ازآنجا رفت چراکه کار کردن در کمپانی‌های بزرگ را دوست نداشت. وی سپس در کمپانی Asymetrix که پل آلن آن را تأسیس کرده بود مشغول به‌کار شد  و بعداً وارد کمپانی نرم‌افزاری در سیاتل به نام Design Intelligence شد که در سال ۲۰۰۰ مایکروسافت آن را خرید و وی دوباره جزیی از مایکروسافت شد! در سال ۲۰۱۱ برای دومین بار مایکروسافت را رها کرد و برای کمپانی نرم‌افزاری Thunder شروع به‌کار کرد.

۸- نفر آخر در ردیف وسط با پیراهن مشکی: گوردون لِتوین باسابقه‌ترین و وفادارترین کارمند به مایکروسافت بوده که تا سال ۱۹۹۳ در آنجا ماند. وی برنامه‌نویس بود و وقتی مایکروسافت را ترک کرد میلیونر بود. الان مزرعه‌دار بزرگ آریزونا شده و همراه همسرش رُز، بنیاد خیریه ویلبورفورس را راه‌اندازی کرده و مدیریت می‌کند.

۹- نفر اول از سمت چپ در ردیف بالا: استیو وود درواقع شوهر خانم ماریا وود است که در سال ۱۹۸۰ مایکروسافت را رها کرد و با پل آلن بیزینس راه انداخت. وی کارآفرین سریالی است که جدیدترین استارتاپ اش Airnote است که مشاوره نرم‌افزاری می‌دهد.

۱۰- نفر دوم در ردیف بالا: باب والاس یکی از اولین‌های مایکروسافت بود که در سال ۲۰۰۲ به دلیل ابتلا به ذات الریه درگذشت. وی بعد از ترک مایکروسافت روی داروهای روانگردان تحقیق می‌کرد  و کمپانی نرم‌افزاری Quicksoft را بنا نهاد.

۱۱- نفر آخر در ردیف بالا: جیم لین، مدیر پروژه بود که در سال ۱۹۸۵ مایکروسافت را رها کرد و کمپانی نرم‌افزاری خودش را راه انداخت و اعلام کرد عدو شود سبب خیر…وی در اتحاد مایکروسافت با اینتل نقش اساسی داشت و در انحصاری کردن بازار پی سی برای مایکروسافت نقش کلیدی داشت.

 

عکس سال  ۲۰۰۸

عکس سال 2008

 

چند راه عجیب برای کاهش وزن!

به گزارش پارس نیوز،  همه‌ی ما می‌دانیم که راه حل کاهش وزن، رژیم غذایی و ورزش است. با سالم غذا خوردن و کاهش کالری، شما بدنتان را به حالت چربی سوزی می‌برید. اما گذشته از این دو رکن کاهش وزن، گزینه‌های دیگری نیز برای کاهش وزن وجود دارد.

اضافه کردن ورزش به این ترکیب، متابولیسم شما را افزایش خواهد داد، و تعداد کالری‌هایی که شما هر روز می‌سوزانید را بیشتر می‌کند. بنابراین خلاص شدن از شر کالری‌هایی که به شکل چربی ذخیره شده‌اند، آسان‌تر خواهد شد.

اما گذشته از این دو رکن کاهش وزن، گزینه‌های دیگری نیز برای کاهش وزن وجود دارد. در اینجا چند مورد از راه‌های عجیب و غیر معمول برای کاهش وزن را بیان می‌کنیم!

 

یک روبان ببندید

 

خانم‌های فرانسوی برای کنترل مصرف غذایشان، یک ترفند ساده دارند: آنها در زیر لباسشان، یک روبان به دور شکمشان گره می‌زنند. هنگامیکه روبان شروع به تنگ شدن کرد، آنها متوجه می‌شوند که بقدر کافی غذا خورده اند! این کار به آنها کمک می‌کند نسبت به مقدار غذایی که می‌خورند آگاه باشند، و در نتیجه جلوگیری از پرخوری، آسان تر می‌شود!

 

یک عکس بگیرید

 

قبل از آنکه وعده‌ی غذایی تان را بخورید، یک عکس از آن بگیرید و به دقت به عکس نگاه کنید. همانطور که آن را بررسی می‌کنید، متوجه چیزهایی خواهید شد که وقتی اولین بار غذا را آماده می‌کردید، به آنها توجه نکرده بودید. شاید سس بیش از حدی به غذایتان اضافه کرده باشید، یا سهم سیب زمینی تان بسیار بیشتر از آن چیزی است که بنظر می‌آمد. این، یک ترفند ساده است که به شما کمک خواهد کرد از آنچه می‌خورید، کاملا آگاه باشید!

 

مقابل یک آینه بنشینید

 

غذا خوردن در مقابل یک آینه می‌تواند بطور جدی به کاهش مصرف غذای شما کمک کند. شما نسبت به آنچه می‌خورید آگاهتر خواهید شد، و همچنین متوجه می‌شوید که در هنگام غذا خوردن، چطور بنظر می‌رسید. یک تحقیق دریافته افرادی که در هنگام صرف غذا مقابل آینه می‌نشینند، به اندازه ۳۳٪ کمتر غذا می‌خورند.

 

با وعده غذایی بزرگ شروع کنید

 

همیشه روزتان را با بزرگترین وعده غذایی آغاز کنید. صبحانه تان را به یک وعده غذایی بزرگ (حداقل ۷۰۰ کالری) تبدیل کنید تا شما را ساعت‌ها سیر نگه دارد. ناهار را بزرگترین وعده غذایی بعدی و شامتان را یک وعده غذایی کوچک در نظر بگیرید. با این روش، شما کالری بسیار بیشتری خواهید سوزاند.

 

یادداشت کنید

 

این مورد، شبیه مورد قبلی عمل می‌کند، و شما را نسبت به آنچه وارد بدنتان می‌کنید آگاهتر می‌سازد. یک دفترچه‌ی غذایی تهیه کنید و هر چیزی که در یک روز مصرف می‌کنید را در آن یادداشت کنید: هر فنجان آب، هر لقمه غذا، و هر تنقلاتی که هیچکس نمی‌بیند در حال خوردنش هستید. هر روز، آنچه را که نوشته اید مرور کنید، و ببینید آیا راهی برای بهبود عادات غذا خوردنتان در روز بعد وجود دارد یا خیر.

 

در دکور آبی غذا بخورید

 

آیا تا بحال اندیشیده اید که چرا هرگز رنگ آبی را در یک رستوران نمی‌بینید؟ دلیلش این است که آبی، رنگی است که اشتهای شما را سرکوب می‌کند. شما در اتاقی که با رنگ آبی دکور شده باشد، تا ۳۳ درصد کمتر غذا می‌خورید. برای کاهش دادن مصرف غذایتان، در بشقاب‌های آبی، با دستمال‌های سفره‌ی آبی، و یک رومیزی آبی غذا بخورید. از رنگ‌های روشن و شاد مانند قرمز، نارنجی و زرد که باعث برانگیختن حس گرسنگی می‌شوند اجتناب کنید.

 

از وانیل استفاده کنید

 

شمع‌های معطر وانیلی می‌توانند به سرکوب کردن اشتهای شما کمک کنند، بخصوص هوس شما برای خوردن یک دسر. افراد شیرینی دوست باید بلافاصله پس از تمام شدن وعده غذایی اصلی، یک شمع معطر وانیلی روشن کنند تا به احتمال بسیار کمتری، هوس دسر کنند.

یک سیب را بو کنید

مطالعات نشان داده‌اند که بوییدن یک سیب سبز می‌تواند اشتهای شما را در بین وعده‌های غذایی سرکوب کند. شما حتی مجبور نیستید سیب را دندان بزنید، بوی آن، به تنهایی کافی است. بوییدن موز نیز موثر است. اگر معده‌ی شما غرغر می‌کند اما می‌دانید نباید چیزی بخورید، برای سرکوب کردن گرسنگی‌تان، یک سیب یا موز را بو کنید!