تاثیر احساسات

دانشمندان طی تحقیقات و بررسی‌های متعدد توانسته‌‌اند جغرافیای احساسی 14 احساس متفاوت همچون حسادت، عشق، خشم، نگرانی و خشم را در بدن انسان نشان دهند.

در این مطالعه که بر روی بیش از 700 شرکت‌کننده انجام شد، جغرافیای احساسی بدن افراد مشخص شد و میزان حساسیت نقاط مختلف بدن انسان نسبت به احساسات مختلف ارائه شد. این تحقیقات را تیمی تحقیقاتی از فنلاند بر روی جامعه آماری بسیار وسیعی انجام دادند.

در واقع، احساسات متفاوت در بدن نقاط خاصی را درگیر می‌کنند و به دنبال آن اعصاب خاصی فعال می‌شوند و سیستم اعصاب بدن پیام‌هایی را به قسمت‌های مختلف بدن ارسال می‌کنند.

عکسی جالب از تاثیر احساسات برروی نقاط مختلف بدن!!

احساسات در بدن انسان

نتایج این تحقیقات نشان داده است که احساساتی همچون ترس و عصبانیت سبب افزایش حساسیت برخی نقاط بدن در قسمت بالای قفسه سینه می‌شود. دانشمندان علت این افزایش حساسیت را افزایش دم و بازدم و سرعت تنفس در آن نواحی دانستند.

در مقابل، حس شادی و خوشحالی بر کل بدن تاثیر می‌گذارد و همه نقاط را درگیر می‌کند و حس شادی تنها حسی است که اینگونه سرتاسر بدن را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

بر اساس نتایج این تحقیق، عصبانیت قسمت بالای تنه را درگیر می‌کند در حالی که حس ترس، اعصاب میان‌تنه و بالاتنه را درگیر می‌کند. حس انزجار بیشتر سیستم گوارشی و دست‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در مقابل، ناراحتی برخی نقاط صورت و قفسه سینه را درگیر می‌کند.

حس تعجب کردن و شگفت‌زده شدن قسمت بالاتنه به خصوص سر را درگیر می‌کند. در حالی که نگرانی بر اعصاب داخل شکم و میان تنه تا سر را تاثیر می‌گذارد و حس عشق و دوست داشتن بیشترین تاثیر را دارد و از بالای پاها گرفته تا سر را درگیر می‌کند.

حس افسردگی همه نقاط بدن به جزء قسمت میان تنه را درگیر می‌کند و نوعی حس خنثی و منفی به آن نواحی منتقل می‌کند.

هنگام تحقیر شدن دست‌ها و گردن تا سر درگیر می‌شوند و غرور قسمت میانی و سر را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد و در نهایت حس حسادت درون قفسه سینه و سر را درگیر می‌کند. از روی شکل می‌توانید نحوه و شدت تاثیر این احساسات و میزان مثبت و یا منفی بودن آن را دریابید.
ایلنا

از خودشیفتگی یا نارسیسیم چه می دانیم؟

نارسیسیم از نظر لغوی به معنی عاشق خود بودن است و در روانپزشکی به خصوصیات شخصیتی مانند خودمحوری و خودبینی گفته می شود. نارسیسیسم در فرهنگ روانشناسی و روانپزشکی، برخی اوقات ممکن است به عنوان اختلال و گاهی نیز یک مولفه طبیعی باشد. هر چند که علاقه به خود در انسانها به صورت عمیق وجود دارد، ولی خودشیفتگی در نوع شدید می تواند در عملکرد فردی و روابط بین فردی بسیار سازگارانه باشد.

واژه نارسیسیسم نخستین بار از سوی زیگموند فروید وارد مباحث روانپزشکی شد. از نظر فروید، علاقه به خود لزوما غیرطبیعی نیست و جزء مهمی از روان هر انسان به شمار می رود. او در عین حال نوع بیمارگونه خودشیفتگی را مورد بحث قرار داد. بسیاری از علایم روانپزشکی ممکن است به صورت خفیف در همه افراد وجود داشته باشد. به عنوان مثال، اگر چه غمگین شدن در همه افراد روی می دهد، ولی افسردگی با تعریف مشخصی می تواند بیماری به شمار رود. آنچه امروزه به عنوان اختلال روانپزشکی مطرح است، اختلال شخصیت خودشیفتگی است. این اختلال از جمله انواع اختلال شخصیت است که از سنین نوجوانی یا اوایل جوانی آغاز می شود و اغلب به صورت پایدار در سراسر عمر انسان وجود دارد. این اختلالات در زمینه هیجانات عملکرد بین فردی و اجتماعی فرد تاثیرگذار است.مشخصه ای که در اختلال شخصیت خودشیفته به چشم می خورد، شامل خودبزرگ پنداری، نداشتن همدلی با دیگران، استفاده از دیگران برای رسیدن به مقاصد خود و نیاز به تایید شدن از طرف دیگران است. این افراد اغلب با هوش یا زیبا یا موفق هستند که در حقیقت این نقاط قوتشان هسته مرکزی شروع این اختلال می شود. البته باید به این نکته هم توجه کرد که شخصیت هر فرد می تواند متغیرهای خصوصیتی خاص خود را داشته باشد؛ یعنی شخصیت یک فرد می تواند خصوصیت های وابسته، وسواسی، پارانوئید و یا خودشیفته داشته باشد که به عنوان صفت شخصیتی وی محسوب می شود و بیماری به شمار نمی رود. 

 شدت صفت های شخصیتی از اختلالات شخصیتی کمتر است و موجب ناسازگاری جدی برای فرد نمی شود حتی خصوصیت های نارسیسیستیک سبب موقعیت های اجتماعی و علمی برتر برای فرد می شود هرچند در روابط بین فردی وی اثر منفی بگذارد. این افراد به شدت نیاز به تایید شدن از طرف دیگران دارند و در صورتی که موفقیت های فرد نتواند این شرایط را برای وی فراهم کند، بسیار آسیب پذیر می شود و احتمال افسردگی در وی افزایش می یابد. به همین دلیل این افراد اغلب در زمان افسردگی به مرکز درمانی مراجعه می کنند و در این مرحله نیازمند دارودرمانی و روان درمانی هستند.

ادامه نوشته