ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه، به دنبال ایجاد "کارآفرینی موفق" بوده است. با این حال، در بسیاری از کشورهای درحال توسعه "مسئله کارآفرینی" هنوز موضوعی است جدید. در سال 1970 تعداد دانشگاه هایی که دوره های کارآفرینی را آموزش می دادند انگشت شمار بود. تعداد آنها در سال 1995 فقط به بیش از 400 دانشگاه افزایش یافت. هر چند که این آمار رضایت بخش نیست، ولی خوشبختانه روز به روز به تعداد مراکز کارآفرینی افزوده می شود.
کشور ما در زمینه کارآفرینی به مراتب ضعیف تر از کشورهای توسعه یافته است. به عنوان مثال در آمریکا در سال 1990، 5000 دانشکده و مرکز علمی دوره های کارآفرینی را در برنامه های آموزشی خود گنجانده بودند. در حالی که آموزش کارآفرینان در نظام آموزش عالی کشور ما با بیش از 20 سال تاخیر نسبت به کشوره های توسعه یافته در اواخر سال 1379 در وزارت علوم با عنوان طرح "کاراد" مورد توجه قرار گرفت. عدم وجود "کارآفرینی موفق" خود موجب پیدایش بیکاری می شود. در جامعه ما مشکلاتی از قبیل بیکاری و عدم اشتغال فارغ التحصیلان گریبانگر دولت شده است.
با وجود اینکه دانشگاه از مراکز اصلی و دانشگاهیان از پیشگامان عرصه کارآفرینی به شمار می روند، هنوز دانشجویان ما با مسئله کارآفرینی که می تواند در اشتغال آنها نقش به سزایی داشته باشد، تا حد زیادی بیگانه اند. چرا که زیر ساخت های کافی برای توسعه کارآفرینی در دانشگاه ها فراهم نشده است و به دلیل نبود مکانیسم های کافی مشکل اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی به یک معضل اجتماعی تبدیل شده است. بدون تردید، تقویت و توسعه کارآفرینی (به معنای واقعی) در دانشگاه ها می تواند موجب حل معضل اشتغال فارغ التحصیلان شود. کارآفرینی می تواند آینده وضعیت شغلی جوانان را با توجه به نوع رشته و تخصص دانشگاهی شان شفافت تر سازد.
در ایران، ما شاهد چنین حرکتی، هر چند مقدماتی، بوده ایم. مثلا برخی از دانشگاه های ما اخیرا مراکز کارآفرینی تاسیس کرده اند و در این رشته دانشجو می پذیرند. در حال حاضر، طرحها و برنامه های مختلفی نیز جهت پشتیبانی از توسعه کارآفرینی دانشگاهی انجام شده است که در این ارتباط می توان به همان طرح کاراد (توسعه کارآفرینی در دانشگاه های کشور) اشاره نمود.
بند (د) ماده 45 قانون برنامه چهارم مثلا به پرداخت 60% هزینه تحقیقات قراردادی از طرف دولت در صورتی که متقاضی تحقیق 40% آن را پرداخت نماید اشاره می کند. تقویت ارتباط صنعت با دانشگاه و ایجاد رابطه نزدیک بین مراکز علمی و صنعتی یکی دیگر از اهداف مهم کارآفرینی است. در این خصوص، کشور ما نیز، در حال توسعه می باشد... دانشجویان باید خود را مجهز به دانش و مدیریت کارآفرینی نموده تا با امکانات لازم که دانشگاه در اختیار آنها قرار می دهد شروع به فعالیت در عرصه صنعت نمایند. این خود باعث امکان ایجاد شرکت های خصوصی می شود. این شرکت ها به تدریج می توانند از دانشگاه ها جدا شوند، البته همچنان می توانند از حمایت دانشگاه ها نیز بهره مند باشند.
پرورش افراد کارآفرین مسئولیت دانشگاه هاست. این نهادهای علمی بایستی محدودیت های ذهنی به کار و اشتغال را از بین ببرند. شرایط را طوری فراهم نمایند، تا باعث ایجاد خلاقیت و نو آوری در بین دانشجویان و فارغ التحصیلان باشد. علاوه بر آن، در هدایت و تشویق افراد شاغل نیز نقشی فعال داشته باشند. دانشگاه، با برگزاری جلسات و نشست های کارآفرینی باید از اساتید با تجربه و کارآفرینان دعوت نماید تا تجربیات خود را به جوانان انتقال دهند. گذشته از آن، نهادهای علمی و فرهنگی باید در شناسایی کارآفرینان بالقوه فعال باشند.
انتشار کتاب و مقاله در زمینه کارآفرینی مانند زندگینامه افراد موفق و تهیه و نمایش فیلم و اسلاید در رابطه با کارآفرینی بایستی بصورت جدی در لیست کاری مراکز علمی قرار گیرد. بدون شک، رعایت موارد فوق خود باعث ایجاد فرهنگ کارآفرینی در جامعه می شود. دانشگاهها بایستی به نهادها و مراکز کارآفرین تبدیل شوند تا بتوانند در توسعه ملی، منطقه ای، و حتی جهانی رقابت کنند.
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن